مقدمه

 در اين نوشتار در مورد روش تهيه نمونه، خون شرياني و انجام تست آلن (1) ، سپس روش تفسير گازهاي خون شرياني ، درمان و پرستاري در اختلال‌هاي اسيد و باز بحث خواهد شد .

 

روش تهيه نمونه، خون شرياني براي آزمايش ABG .

•  توضيح به بيمار در مورد هدف و روش انجام كار.

•  شست و شوي دست‌ها.

•  آماده نمودن وسايل: يك عدد سرنگ پنج ميلي ليتري ، سرسوزن شماره 20-21 (براي اطفال 21-23 )، پنبه با الكل ، بتادين ، گاز استريل ، يك ويال هپارين ، ظرف محتوي يخ خرد شده ، دستكش يك بار مصرف.

•  آماده كردن سرنگ : آغشته كردن سرنگ با هپارين و سپس تخليه سرنگ از هپارين به طور كامل.

•  قرار دادن بيمار در يك وضعيت راحت ( نشسته يا به پشت خوابيده ) در حالي كه دست ها در وضعيت باز (2) باشند.

•  در صورت استفاده از شريان راديال ، انجام تست آلن ، به منظور ارزيابي جريان خون .

 

روش انجام تست آلن

 

الف ) آموزش به بيمار براي مشت كردن دست.

ب ) وارد آوردن فشار بر روي هر دو شريان اولنا و راديال .

ج ) توصيه به بيمار براي باز كردن دست ، مشاهده دست از نظر تغيير رنگ.

د ) برداشتن فشار وارده بر شريان اولنا و مشاهده از نظر جريان خون و پر شدن مجدد مويرگها و قرمزي دست (در طول 15 ثانيه) پر شدن رگها در پاسخ به اين عمل نشان دهنده مثبت بودن تست آلن است يعني شريان اولنا به تنهايي قادر به تامين خون‌رساني دست است.

هـ ) در صورتي كه تست آلن منفي باشد ، نبايد از شريان راديال براي نمونه‌گيري خون شرياني استفاده شود.

و ) اگر بيمار هوشيار نباشد يا همكاري نداشته باشد، به جاي مشت كردن دست مي‌توان دست بيمار را بلند كرد ، تا زماني كه رنگ پريدگي دست مشاهده شود. سپس دست‌ها را پائين آورده و فشار روي شريان اولنا برداشته شود.

•  پوشيدن دستكش .

•  لمس شريان راديال ( يا براكيال يا فمورال)، انتخاب ناحيه‌اي كه نبض بهتر لمس مي‌شود.

•  ثابت كردن شريان راديال با باز كردن مچ به طرف خارج و ثابت كردن شريان براكيال با باز كردن آرنج به طرف خارج.

•  ضد عفوني كردن ناحيه تعيين شده با پنبه آغشته به بتادين ، سپس با پنبه الكل.

•  نگه داشتن پنبه الكل بين انگشتان .

•  در دست گرفتن سرنگ (با دست ديگر) ، وارد نمودن سوزن با زاويه 45 درجه ، مستقيم به داخل شريان.

•  مشاهده سرنگ از نظر ورود خون پر فشار ، در اين صورت از ادامه فرو بردن سوزن بايد خودداري شود .

•  كشيدن دو الي سه ميلي ليتر خون به داخل سرنگ.

•  نگه داشتن پنبه آغشته به مواد ضد عفوني كننده در كنار سوزن ، بيرون كشيدن سوزن و وارد آوردن سريع فشار بر ناحيه سوراخ شده با پنبه به مدت پنج دقيقه به منظور تشكيل لخته (براي بيماراني كه داروهاي ضد انعقاد مصرف مي‌كنند اين زمان تا ده دقيقه افزايش مي‌يابد).

•  كنترل ناحيه از نظر خونريزي به كمك مشاهده و لمس.

•  استفاده از پانسمان فشاري در صورت ادامه خونريزي.

•  خارج نمودن سريع حباب‌هاي هوا از داخل سرنگ (به منظور پيشگيري از تاثير گذاري در نتيجه آزمايش).

•  چسبانيدن بر چسب مشخصات بر روي سرنگ (نام و نام خانوادگي بيمار ، شماره تخت ، بخش ، تاريخ نمونه گيري).

•  قرار دادن سرنگ در يك ظرف محتوي يخ.

•  در آوردن دستكش و شستشوي دست.

•  ثبت اطلاعات لازم روي فرم درخواست آزمايش .

•  ارسال سريع نمونه خون همراه فرم مربوطه به آزمايشگاه.

•  بديهي است براي سرعت بخشيدن در امور ذكر شده ، همكاري ساير كاركنان الزامي است.

 

چندنكته :

•  ماهيچه ها ، تاندون و چربي به درد حساس هستند . استخوان‌ها و اعصاب حساسيت بيشتري دارند بنابراين ناحيه‌اي بايدانتخاب شود كه به اين بافتها و وريدها آسيب نرساند .

اولين ناحيه انتخابي راديال ، سپس براكيال و آخرين انتخاب فمورال است.

•  در صورت موفق نشدن به خون گيري ، در يك ناحيه بيشتر از دو بار سعي نكنيد.

لمس ، ثابت كردن و سوراخ كردن رگهاي سطحي بسيار آسان تر از رگهاي عمقي است . توجه داشته باشيد كه انتهايي ترين قسمت شريان ، سطحي ترين قسمت آن است.

•  عوارض تهيه نمونه خون شرياني :

هماتوم اختلال خونريزي دهنده، ايسكمي نسوج قسمت‌هاي انتهايي ، عفونت ، فيستول شرياني وريدي.

 

روش تفسير گازهاي خون شرياني (1)

روش‌هاي مختلفي براي خواندن و تفسير گازهاي خون شرياني و تشخيص اختلالات اسيد – باز وجود دارد. در اين قسمت ، به يكي از ساده‌ترين روشهاي بررسي پرداخته مي‌شود.

مراحل تفسير ABG به قرار ذيل است :

1. بررسي Pao 2 و O 2 Sat  بررسي هيپوكسي.

 Pao با تغييرات درجه حرارت بدن تغيير ميكند . هر چه ميزان درجه حرارت بدن افزايش يابد،  Pao كاهش مي‌يابد.

79 Pao 2 < < 60 ميلي متر جيوه  هيپوكسي خفيف .

Pao 2 <59 40< ميلي متر جيوه  هيپوكسي متوسط

40 < Pao 2 ميلي متر جيوه  هيپوكسي شديد : بسيار خطرناك.

•  مقادير ذكر شده تقريبي بوده و با وضعيت جسمي ، سني و بيماري‌هاي زمينه اي فرد تغيير مي‌كند.

•  گاهي اوقات ممكن است در اثر كاهش مقدار هموگلبين و كاهش برون ده قلب ABG طبيعي باشد ولي به علت اكسيژناسيون پائين بافت ، هيپوكسي ايجاد مي‌شود.

•  محاسبه تقريبي حداقل Pao 2 طبيعي در افراد بالاي 40 سال از طريق فرمول ذيل انجام ميشود:

] 4/0 × (40- سن ) [ - 95 = Pao 2

محاسبه تقريبي در افراد بالاي 60 سال :

تعداد سالهاي بيشتر از 60-80 = Pao 2

مثال : Pao 2 فردي 75 ساله ، حدود 65 ميلي متر جيوه مي‌باشد .

در صورتي‌كه Sat  O زير 75 درصد باشد ، احتمال اينكه نمونه خون تهيه شده وريدي باشد بسيار زياد است (به جز مبتلايان به COPD (1) ).

2 . PH  بررسي وضعيت اسيد و باز بيمار :

45/7-35/7  طبيعي

كمتر از 35/7  اسيدوز

بيشتر از 45/7  آلكالوز

•  زمانيكه PH طبيعي ولي Pao 2 , HCO - 3 غير طبيعي باشند ، احتمال جبران وجود دارد.

3 . Pao 2  ارزيابي تهويه بيمار  اسيدوز تنفسي، آلكالوز تنفسي ، يا طبيعي .

mmHg 35 < Paco 2  آلكالوز تنفسي

mmHg 45 > Pao 2  اسيدوز تنفسي

•  تغييرات Paco 2 نسبت عكس با PH دارد.

•  مقدار طبيعي Paco 2 نشانگر اين است كه براي مشكل متابوليك ، جبران تنفسي وجود ندارد.

- افزايش تهويه  از دست دادن بيش از حد دي‌اكسيد كربن: mmHg 35 < Paco 2

4 . Paco 2 وابسته به PH :

 Paco  +  PH = اسيدوز با منشاء تنفسي

 Paco  +  PH = احتباس تنفسي دي اكسيد

كربن براي جبران آلكالوز متابوليك

 Paco  +  PH = آلكالوز با منشأ تنفسي

 Paco  +  PH = دفع تنفسي دي اكسيد كربن

براي جبران اسيدوز متابوليك

5. HCO 3  جبران متابوليكي  اسيدوز متابوليك ، آلكالوز متابوليك يا طبيعي .

MEq/L 24-16 (نوزادان) طبيعي.

MEq/L 28-21 (كودكان و بالغين)  طبيعي.

mEq/L 26 > HCO 3  آلكالوزمتابوليك.

mEq/L 22 < HCO 3  اسيدوزمتابوليك

•  تغييرات HCO 3 نسبت مستقيم با تغييرات PH دارد.

مقدار طبيعي بي‌كربنات نشانگر عدم وجود مشكلات متابوليك و جبران متابوليكي براي مشكل تنفسي است .

6. HCO - 3 وابسته به PH : براي ارزيابي اسيدوز متابوليك ، آلكالوز متابوليك و همچنين جبران اسيدوز و آلكالوز تنفسي.

اسيدوز با منشأ متابوليك = PH  + HCO 3 

احتباس كليوي يون هيدروژن با دفع - HCO 3 براي جبران آلكالوز تنفسي = PH  + HCO - 3 

آلكالوز با منشاء متابوليك = PH  + HCO - 3 

 HCO -  +  PH = يا دفع HCO 3 احتباس كليوي

يون هيدروژن

•  در صورتيكه تغييرات HCO 3 هم جهت با تغييرات PH باشد و انحراف بيشتري نسبت به Paco 2 داشته باشد، دليل عدم تعادل اسيد – باز ، متابوليك است .

7. BE  تفسير علت اسيدوز – آلكالوز با منشاء متابوليك.

2 + BE >  آلكالوز متابوليك.

2 - BE <  اسيدوز متابوليك.

8. PH  نمايانگر حالت جبران شده يا بدون جبران:

- در بدن مكانيسم هاي جبراني (بافري ، تنفسي ،‌متابوليكي ) در زمان اختلالات اسيد و باز فعال شده و سعي مي كنند PH را به حد طبيعي باز گردانند. در زمان تفسير ABG ممكن است با يكي از سه حالت ذيل روبرو شويد:

الف ) بدون جبران

در اين حالت PH غير طبيعي بوده Paco 2 يا HCO - 3 نيز غير طبيعي هستند. در چنين وضعيتي با توجه به مقدار PH ‌، نوع اختلال (اسيدوز يا آلكالوز) مشخص مي‌شود و هر كدام از دو پارامتر ديگر يعني Paco 2 يا HCO 3 نمايانگر نوع اختلال (تنفسي يا متابوليكي) خواهد بود.

مثال «يك» : در برگه ABG مقادير زير مشاهده ميشود :

Pao  = 60 mmHg

PH = 25/7

Paco  = 50 mmHg

HCO  = 22 mEq/L

در اين مثال با توجه به مقدار PH ، تشخيص اسيدوز داده مي شود و از آنجايي كه مقدار بيكربنات طبيعي بوده و تنها Paco 2 افزايش نشان ميدهد، (اسيدوزتنفسي) تشخيص عبارت است از اسيدوز تنفسي جبران نشده.

مثال«دو»: ‌‌در برگه ABG مقادير زير مشاهده مي‌شود :

Pao  = 90 mmHg

PH = 25/7

Paco  = 40 mmHg

HCO  = 17 mEq/L

در اين مثال با توجه به مقدار PH تشخيص اسيدوز داده ميشود و از آنجايي كه Paco 2 طبيعي بوده و مقدار HCO 3 كمتر از حد طبيعي است ، تشخيص عبارت است از: ‌اسيدوز متابوليك جبران نشده.

•  در حالت بدون جبران ، دو قانون مطرح مي‌شود :

قانون I : اگر تغييرات PH و Paco 2 در جهت مخالف يكديگر باشند ، بيماري تنفسي مطرح است.

مثال :

PH = 32/7 

Paco  = 50 mmHg 

HCO  = 24 mEq/L

قانون II : اگر تغييرات PH و HCO 3 هم جهت باشند، يك بيماري متابوليك وجود دارد.

مثال :

PH = 32/7 

Paco  = 40 mmHg

HCO  = 18 mEq/L 

ب ) جبران ناقص

در اين حالت PH و HCO 3 و Paco 2 هر سه غير طبيعي هستند. اين حالت نمايانگر اين است كه مكانيسم هاي جبراني فعال شده ولي هنوز موفق به اصلاح كامل PH نشده‌اند .براي تشخيص علت اوليه (اختلال اوليه) و مكانيسم جبراني، ابتدا با نگاه كردن به مقادير HCO 3 و Paco 2 نوع اختلال را مشخص كرده ،‌‌سپس به مقدار PH نگاه مي‌كنيم . در اينجا قانون سوم مطرح مي شود :

قانون III : اگر تغييرات HCO 3 و Paco 2 هم جهت باشند ، بدن در حالت جبران عدم تعادل است .

مثال :

PH = 30/7 

Paco = 25 mmHg 

 MEq/L 12 = HCO 3   

در اين مثال بر اساس قانون دوم يك بيماري متابوليك

وجود دارد، ‌‌كاهش Paco 2 يك مكانيسم جبراني است و تشخيص ، اسيدوز متابوليك با جبران ناقص توسط سيستم تنفسي است.

ج ) جبران كامل

در اين حالت PH تقريباً طبيعي ، ولي Paco 2 و HCO 3 هر دو غير طبيعي هستند . اين حالت نمايانگر آن است كه فعاليت مكانيسم هاي جبراني برگرداندن PH به سطح تقريباً طبيعي شده است، ولي به دنبال جبران ، مقادير Paco 2 و HCO 3 هر دو غير طبيعي هستند .

قانون IV : در وضعيت جبران كامل ، براي تشخيص علت اوليه ( اختلال اوليه و مكانيسم جبراني ) ابتدا با نگاه كردن به مقادير HCO 3 ، BE ، Paco 2 نوع اختلال را مشخص كرده و سپس به مقدار PH نگاه مي كنيم :

1 . در صورتيكه ميزان PH بين 35/7 – 40/7 بود، علت اوليه اسيدوز است .

2 . در صورتيكه ميزان PH بين 40/7-45/7 بود، ‌‌علت اوليه آلكالوز است .

مثال :

PH = 42/7

Paco = 50 mmHg 

HCO - = 32 mEq/L 

تشخيص : آلكالوز متابوليك ، اسيدوز تنفسي ، جبران كامل .

بيماري اوليه : آلكالوز متابوليك ( با جبران كامل) .

اختلالات مركب (1) اسيد – باز

گاهي ممكن است هر دو نوع اختلال تنفسي و متابوليكي در يك بيمار وجود داشته باشد. بسته به شرايط باليني يك اختلال مركب يا مخلوط ميتواند به صورت دو نوع اسيد ، دو نوع آلكالوز يا يك نوع اسيدوز همراه با يك نوع آلكالوز باشد.

موارد ذيل نمونه‌هايي از اين اختلالات مركب است .

•  اسيدوز تنفسي + آلكالوز متابوليك، (مثل COPD و استفراغ).

•  اسيدوز تنفسي + اسيدوز متابوليك (مثل ايست قلبي – تنفسي و اسهال) .

•  آلكالوز تنفسي + آلكالوز متابوليك (مثل هايپرو- نتيلاسيون ناشي از درد يا عفونت و ترانسفوزيون مقادير بالاي خون).

•  اسيدوز متابوليك+آلكالوز متابوليك (مثل نارسايي كليه و اسهال).

•  دو نوع اسيدوز متابوليك توام (مثل كتواسيدوز ديابتي و لاكتيك اسيدوز )

مثال :

PH = 20/7 

Paco = 55 mmHg 

HCO - = 20 mEq/L 

در اين مثال PH نمايانگر حضور يك اسيدوز شديد است. PH و Paco 2 در جهت مخالف يكديگر تغيير كرده اند ، كه دليل بر وجود يك بيماري تنفسي است. اما تغييرات PH و HCO 3 در جهت يكديگر (هم جهت ) است .

بنابراين يك بيماري متابوليك نيز وجود دارد . در كل مقادير مذكور نشانگر يك اسيدوز مركب تنفسي و متابوليك است .

مثال باليني براي اين حالت ، ايست قلبي – ريوي است كه درآن به علت تهويه ناكافي و تجمع CO 2 ، اسيدوز تنفسي ايجاد ميشود و به دليل اكسيژناسيون ناكافي بافتي و توليد و تجمع اسيد لاكتيك ، اسيدوز متابوليك حاصل ميشود.

بنابراين :

اگر Paco 2 و HCO - 3 در جهت مخالف يكديگر تغيير نمايند ، بيمار دچار عدم تعادل مركب است.

درمان

درمان اسيدوز تنفسي

شامل درمان علت اوليه و حفظ تهويه مناسب و كافي است . اين روشهاي درماني شامل تجويز داروهايي نظير برونكودايلاتورها و كنترل ميزان تاثير و عوارض جانبي آن‌هاست . در بسياري از بيماران استفاده از دستگاه تهويه مكانيكي ضرورت پيدا مي‌كند. در اسيدوزهاي تنفسي شديد (1/7 < PH ) ممكن است تجويز بيكربنات سديم وريدي ضرورت يابد . در هر دو صورت بايد مراقب تغيير وضعيت بيمار به سمت آلكالوز بود.

درمان آلكالوز تنفسي

 

روش‌هاي درماني به رفع علت اصلي آن برمي‌گردد. جهت تصحيح Paco 2 بايد روند هايپرونتيلاسيون را آهسته‌تر كرد. هنگام تصحيح اين وضعيت بايد مراقب افزايش بيش از حد Paco 2 خون شرياني و بروز وضعيت اسيدوز بود.

درمان اسيدوز متابوليك

درمان شامل رفع علت اوليه و در صورت لزوم تصحيح PH است. PH هميشه بايد بالاتر از 1/7 حفظ شود تا از بروز آريتمي‌هاي كشنده قلبي جلوگيري شود. داروي اصلي جهت بالا بردن PH ، بي‌كربنات سديم وريدي است. عارضه عمده انفوزيون بيكربنات سديم ، تغيير وضعيت بيمار به سمت آلكالوز است . لذا تجويز دقيق بيكربنات و كنترل مداوم بيمار از وظايف عمده پرستار است .

درمان آلكالوز متابوليك

 روش‌هاي درماني در ابتدا شامل رفع علت اصلي ايجاد اختلال و افزايش ترشح كليوي يون بيكربنات جهت تصحيح آلكالوز است. اقدام بعدي معمولاً شامل تجويز نمك خوراكي يا وريدي و تصحيح هايپركالمي توسط كلريد سديم است. در صورت ادامه آلكالوز و عدم تصحيح آن ممكن است نياز به دياليز و يا تجويز كلريدپتاسيم (1) يا كلريد آمونيم (2) وجود داشته باشد. هنگام تجويز داروهاي فوق ، جهت جلوگيري از بروز عوارض ناشي از درمان نظير بروز اسيدوز متابوليك (ناشي از تجويز كلريد پتاسيم NH 4 CL, )، هموليز (ناشي از تجويز NH 4 CL )، آنسـفالــوپاتي همراه با خواب آلودگي و كما (ناشي از تجويز كلريد آمونيم) ، فلبيت (ناشي از تجويز كلريد پتاسيم و كلريد آمونيم) و هايپوكالمي شديد، بايد بيمار را تحت مانيتورينگ مداوم و دقيق قرار داد. ممكن است براي افزايش دفع كليوي يون بيكربنات از استازولاميد (1) استفاده شود.

پرستاري اختلال‌هاي اسيد و باز

در اين مبحث براي انواع اختلالات اسيد و باز ، تعدادي از تشخيص‌هاي مهم پرستاري بيان و مداخله‌هاي پرستاري مربوط به هر اختلال به طور كلي و خلاصه مطرح شده است كه با توجه به وضعيت و شرايط بيمار ، پرستار تدبير لازم را اجراء ميكند .

تشخيص‌هاي پرستاري

تشخيص‌هاي پرستاري در مورد هر بيمار به طور جداگانه در نظر گرفته ميشود . زيرا در موقعيت‌هاي فردي متفاوت، تشخيص‌هاي پرستاري فرق مي‌كند. تشخيص‌هاي پرستاري رايج در اختلالات اسيد – باز به قرار ذيل است :

 

 

 

 

 

اسيدوز تنفسي :

•  احتمال بروز صدمه مربوط به كاهش سطح هوشياري.

•  احتمال بروز صدمه مربوط به ايجاد آريتمي هاي قلبي.

•  احتمال بروز صدمه مربوط به عوارض درمان‌هاي پزشكي جهت رفع اسيدوز تنفسي (بروز آلكالوز تنفسي ناشي از درمان نامناسب).

•  الگوي تنفسي غير مؤثر (هايپوونتيلاسيون) مربوط به بيماري زمينه‌اي.

•  سردرد مربوط به اتساع عروق مغزي ناشي از اسيدوز ( احتباس CO 2 ).

•  اضطراب مربوط به بيماري و روش‌هاي درماني.

•  كمبود اطلاعات مربوط به بيماري و تدابير درماني.

آلكالوز تنفسي

•  الگوي نامناسب تنفسي (هايپرونتيلاسيون) مربوط به بيماري زمينه .

•  احتمال بروز صدمه مربوط به بروز سنكوپ احتمالي .

•  احتمال بروز صدمه مربوط به آريتمي‌هاي قلبي .

•  اضطراب مربوط به بي حسي و گرفتگي عضلاني.

اسيدوز متابوليك

•  احتمال بروز صدمه مربوط به كاهش سطح هوشياري .

•  احتمال بروز صدمه مربوط به خشكي مخاط دهان ناشي از هايپرونتيلاسيون جبراني .

•  احتمال اختلال مربوط به آريتمي‌هاي قلبي .

•  احتمال بروز صدمه مربوط به عوارض درمان‌هاي پزشكي براي رفع اسيدوز متابوليك.

•  سردرد مربوط به اتساع عروق مغزي ناشي از اسيدوز.

•  كمبود اطلاعات مربوط به بيماري علائم و سير درماني آن.

•  اضطراب مربوط به بيماري و روشهاي درماني.

آلكالوز متابوليك

•  احتمال بروز صدمه مربوط به تغيير سطح هوشياري.

•  احتمال بروز صدمه مربوط به احتمال آسپيراسيون مواد استفراغ شده.

•  احتمال بروز صدمه مربوط به احتمال بروز تتاني و تشنج.

•  احتمال بروز صدمه مربوط به عوارض ناشي از درمان‌هاي پزشكي براي آلكالوز متابوليك.

•  اضطراب مربوط به بيماري و روش‌هاي درماني.

•  كمبود اطلاعات مربوط به بيماري و روش‌هاي درماني.

با توجه به نوع اختلال و تشخيص‌هاي پرستاري مربوط به آن بايد اقداماتي را برگزيد كه جهت برطرف نمودن مشكل مفيد باشند.

مداخلات پرستاري

•  مداخلات پرستاري در اسيدوز تنفسي

 

 

 

 

هدف از درمان ، افزايش تهويه است . داروهاي تجويزي، طبق دستور مصرف مي‌شوند . به عنوان مثال، گشادكنندهاي برونش به كاهش اسپاسم برونش كمك مي‌كنند . آنتي بيوتيك‌ها براي عفونت‌هاي تنفسي مصرف مي‌شوند. بهداشت دستگاه تنفسي ، براي پاك كردن راههاي هوايي از موكوس و ترشح لازم است . مصرف مايعات كافي (دو تا سه ليتر در روز ) براي حفظ رطوبت غشاء‌هاي مخاطي و سهولت خروج ترشحات بسيار ضروري است. (البته در صورت نداشتن ممنوعيت). اكسيژن نيز در صورت لزوم مصرف مي شود. اگر دستگاه مكانيكي تنفس استفاده شود ممكن است باعث افزايش تهويه ريوي شود . توجه به اين نكته ضروري است كه استفاده بيش از حد از دستگاه تهويه مكانيكي ممكن است منجر به دفع سريع‌تر دي اكسيد كربن شود و كليه ها قادر نخواهند بود كه بي‌كربنات اضافي را با سرعت كافي به منظور جلوگيري از بروز آلكالوز و تشنج دفع كنند . به اين دليل ، افزايش PaCo 2 بايد به آرامي كاهش يابد . از جمله موارد ديگر كه منجر به افزايش تهويه مي‌شوند

 اين موارد را مي توان نام برد :

كاهش اضطراب بيمار ، كم كردن فعاليت بيمار ، كمك به بيمار هنگام فعاليت روزمره ، جابجايي ، سرفه و تنفس عميق. با توجه به سطح هوشياري بيمار ، دادن آگاهي در مورد زمان ، مكان شخص همچنين حمايت حسي نيز كمك كننده است . وسايل ضروري اورژانسي هم بايد آماده نگه داشته شوند.

مداخلات پرستاري درآلكالوز تنفسي

در صورتيكه علت آلكالوز تنفسي ، اضطراب باشد ، بيمار بايد آگاه شود كه تنفس غير طبيعي ، منجر به بروز علائم اين وضعيت مي شود . آموزش بيمار در مورد تنفس بسيار آرام (به منظور تجمع دي اكسيد كربن) يا تنفس در يك سيستم بسته (مانند يك پاكت كاغذي). معمولاً يك آرام‌بخش براي بيماران مضطرب به منظور تهويه راحت‌تر لازم است (در صورتي‌كه آلكالوز به قدري شديد باشد كه منجر به غش شود ، افزايش تهويه متوقف شده و تنفس به علت عادي باز ميگردد).

درمان براي آلكالوز تنفسي به دلايل مختلف به طور مستقيم به تصحيح و بر طرف نمودن علت بستگي دارد.

فراهم آوردن يك محيط فيزيكي سالم مانند استفاده از پد براي پوشاندن ميله هاي كنار تخت ، فراهم نمودن امكانات لازم در صورت وقوع تشنج احتمالي ، كمك به بيمار هنگام جابجايي ، سرفه و تنفس عميق ، از وظايف پرستار است . پرستار سعي مي‌كند در مورد زمان ، مكان و شخص به بيمار آگاهي دهد. حمايت حسي و دادن اطمينان خاطر به بيمار هم مهم است. استفاده از مايعات و داروها طبق تجويز صورت مي گيرد.

مداخلات پرستاري در اسيدوز متابوليك

درمان بر اساس تصحيح اختلال متابوليك است. اگر علت مشكل، افزايش دريافت و جذب كلرايد بوده باشد، اساس درمان تنظيم آن است و در صورت لزوم بي‌كربنات استفاده مي‌شود. فراهم بودن وسايل ضروري در مورد بروز تشنج ، استراحت بيمار در بستر و فراهم نمودن وسايل راحتي از جمل اقدامات پرستاري است. رعايت بهداشت دهان به صورت مكرر و آگاه نمودن بيمار نسبت به زمان ، مكان و شخص نيز بايد انجام شود . پرستار بيمار را كمك ميكند تا در محدوده دامنه حركتي ورزش كند . مصرف مايعات و داروها هم با نظر پزشك انجام ميشود.

مداخلات پرستاري درآلكالوز متابوليك

كلرايد كافي بايد براي كليه ها به منظور جذب سديم با آن (كمك به خروج بي كربنات اضافي ) ذخيره شود . همچنين درمان شامل اصلاح حجم طبيعي مايعات با استفاده از مايعات حاوي كلريد سديم مي باشد. از جمله اقدامات پرستاري مي توان موارد زير را نام برد :

فراهم نمودن محيط فيزيكي بي‌خطر (مثلاً‌ استفاده از پوشش پد در اطراف ميله هاي تخت ) ، فراهم نمودن نكات احتياطي در مورد تشنج ، آگاه نمودن بيمار در مورد زمان - مكان و شخص ، فراهم نمودن حمايت حسي واطمينان خاطر و استفاده از داروها و مايعات تجويز شده.